ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

382

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

زياد چاق شد ، بقسمى كه نزديك بود ، از تنفس بيفتد . هارون الرشيد از اين بابت بسيار غمگين شده بود ، بقسمى كه نمىتوانست لذت غذا را احساس كند يا آشاميدنى بياشامد و در حقيقت خودش نيز بيمار شده بود . لذا تمام اطباء را جمع كرد . همه مىگفتند ما بر آن چاره‌اى نمىبينيم . اظهارات اطباء بيشتر هارون را مهموم و مغموم ساخت ، ولى عيسى ابو قريش محرمانه نزد هارون رفت و به او گفت : اى امير المؤمنين ! برادرت عيسى بن جعفر داراى معده سالم و بدن صحيح است و استعداد كافى براى قبول غذا دارد . از طرفى تمام امور او ببهترين وجهى از هر جهت بخوشى مىگذرد . وى هرچه بخواهد به زودى برايش آماده و حاضر است و هيچ غم و غصه‌اى هم از بابت مرگ‌ومير دوستانش به او عارض نشده و از لحاظ مالى هيچ كم و كسرى ندارد و ضررى به او نرسيده است و از ناحيه دولت هم به او فشارى وارد نشده و تحت تعقيب يا مطالبه چيزى نيست ، اگر بدن انسانى بيك و تيره نباشد ، يعنى گاهى مريض و گاهى سالم ، زمانى مهموم و زمانى مسرور ، بعضى اوقات گرفتار ناملايمات و يا تنفر و گاهى دوستى با فردى و زمانى كينه و حتى ترس و مدتى آرامش داشته باشد و اين حالات مختلف بر انسان عارض نگردد و هميشه راحت و در آسايش و نعمت باشد ، اطمينان ببقاى سلامت چنين انسانى نبايد داشت ، زيرا روز به روز گوشت بدنش زياد شده به قسمى كه استخوانهايش تحمل كشيدن آن بار گوشت را از دست مىدهند . رفته‌رفته تنفس او سخت و به شماره مىافتد و فعاليت مغز و كبد كم شده و بالاخره از عمل خود باز مىماند . در اين صورت است كه حيات شخص در معرض خطر است و مرگ مىرسد . برادر تو اگر با اين وضعى كه دارد ، تكانى نخورد و گرفتارى و ناراحتى به او دست ندهد يا تغيير حال و وضعى برايش پيش نيايد ، از قبيل آنكه بداند اموالى از دست او رفته و يا عزيزى از او درگذشته و امثال اين امور بطورى كه از آن خبر تكانى نخورد و غمگين نگردد ، در اين صورت از زيادى پيه به بدن او بيمناكم . و اگر خليفه علاقه بحيات او